درسنامه آموزشی فارسی و نگارش (1) کلاس دهم هنرستان
درس 15- نشانی از خدا
ناتانائیل، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی، نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمیسازد. همان دم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند، ما را از خدا بر میگرداند.
ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد. دریغا که نمیدانیم همچنان که در انتظار او به سر میبریم، به کدام درگاه نیاز آوریم. سرانجام این طور نیز میگوییم که او در همه جا هست؛ هر جا و نایافتنی است.
به هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمیتوانی کرد. خدا همان است که پیش روی ماست.
ناتانائیل، ای کاش «عظمت» در نگاه تو باشد، نه در چیزی که به آن مینگری.
ناتانائیل، من شوق را به تو خواهم آموخت؛ اعمال ما به ما وابسته است، همچنان که درخشندگی به فسفر. درست است که اعمال ما، ما را میسوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته، نشانِ آن است که سختتر از دیگران سوخته است.
برای من، «خواندنِ» اینکه شن ساحلها نرم است، کافی نیست؛ میخواهم پای برهنهام این نرمی را حس کند. معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد، برای من بیهوده است. هرگز در این جهان چیزی ندیدهام که حتّی اندکی زیبا باشد؛ مگر آنکه فوراً آرزو کردهام تا همۀ مهر من آن را در برگیرد.
مائدههای زمینی، آندره ژید
کارگاه درس پژوهی (صفحه 108 کتاب درسی)
1- پنج واژۀ مهمّ املایی از متن درس بیابید و بنویسید.
ناتانائیل، هویدا، منحصر، عظمت، مائده
در زبان فارسی، چهار نشانه داریم که با آنها کسی یا چیزی را صدا میزنیم: «آی، ای، یا، ا»؛ به این کلمهها «نشانۀ ندا» میگوییم و اسمی که همراه آنها میآید، «منادا» است؛ مانند: «یا امام هشتم.»
گاهی منادا بدون نشانه به کار میرود؛ در این گونه موارد، به آهنگ خواندن جمله باید توجّه کنیم؛ نمونه: «ناتانائیل، هر آفریدهای نشانۀ خداوند است.»
گاه نیز نشانۀ ندا میآید امّا منادا محذوف است؛ نمونه:
ای عقلِ مرا کفایت از تو
جُستن ز من و هدایت از تو
نظامی
2- یک بند کوتاه بنویسید و در آن نشانههای ندا را به کار ببرید.
3- با کلمۀ «مسافر» یک تشبیه بسازید؛ به طوری که چهار رکن تشبیه را دارا باشد.
4- درک و استنباط خود را از عبارت زیر بنویسید.
«اعمالِ ما، ما را میسوزانند ولی تابندگی ما از همین است.»
5- هر یک از موارد زیر، با کدام بخش از «متن درس» تناسب معنایی دارد؟
- الهی به بهشت و حور چه نازم؟ مرا دیدهای ده که از هر نظر بهشتی سازم.
خواجه عبدالله انصاری
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
حافظ
هرگز هیچ زیبایی لطیفی را در این جهان ندیدهام که بیدرنگ نخواسته باشم تمامی مهرم را نثارش کنم. ای زیبای عاشقانهٔ زمین، شکوفایی گستردهٔ تو دل انگیز است.
بسوز ای دل که تا خامی، نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بیآتش، کسی را بوی عود آمد
مولوی
اعمال ما وابسته به ماست؛ راست است که ما را میسوزاند، امّا برایمان شکوه و درخشش به ارمغان میآورد و اگر جان ما ارزش داشته باشد برای این است که سختتر از جانهای دیگر سوخته است.
6- کدام عبارت درس، به مفهوم آیۀ شریفۀ «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ» (سورۀ انعام/ آیۀ 103) اشاره دارد؟
خدا در همه جا هست، در هر جا که به تصور درآید و نایافتنی است.
هر آفریدهای نشانه خداوند است، اما هیچ آفریدهای نشان دهندهٔ او نیست.
7- جملۀ «ای کاش عظمت در نگاه تو باشد.» را با سرودۀ زیر از سهراب سپهری مقایسه کنید.
«چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.»
در هر دو عبارت، بر تغییر نگرش تأکید شده است؛ این که آدمی باید از نگاه سطحی پرهیز کند تا بتواند زیباییها و بزرگیها را در پدیدههای هستی و مفاهیم کشف کند.